بعد طرفش بگوید تو برو و خوشبخت باش من همیشه به تو وفادار میمانم .. چقدر جالب
راستی که این ها را فقط میشود در کتاب ها پیدا کرد ..
همزاد پنداری و قرار دادن خودمان در شخصیت های داستان را دوست دارم .. اینکه خودمان باشیم چه عکس العمی داریم .
... پندِ r : دوست داشتن آدم را ضعیف میکند .. ضعیف ..باور کنید
+کاش آدم ها انقدر شهامت داشتند تا خودشان باشند ...
پریشب بود دیگر فک کنم ؛ رفتم عروسیِ دوست.. خوب گذشت ..از عروسیِ قبلی بهتر بود ..
داشتم فکر میکنم آدم ها چه قدر زود عوض میشوند .. با خودم می گویم واقعا خودشان پیش خودشان چه حسی دارند .. چه فکری میکنند از اینکه هی از این شاخه به آن شاخه میپرند ..و عینِ خیالشان نیست .. من اگر بودم با تمامِ توان فرار میکردم ..
بعدترش که آمدم خانه و بعدترش تا همین الان دارم به تجربه ی جدیدِ دوست نداشتنی ام فکر میکنم .. انگار کوهِ غمی گذاشته اند رویِ دوشم ... البته دلایلِ دیگری هم دارد که باز نیمدانم چطور بنویسمشان ..
تصمیم گرفته ام قوی باشم .. تصمیم دارم این 4سال را با هر مشقتش تمام کنم و اماده فازِ بعد شوم و تلاش کنم تا چیزی را ادامه دهم که دوست داشتم ..
میتوانستم قبلش هم چیزی را انتخاب کنم که دوستش دارم ولی این عاقلانه تر بود .. من هم یک بار هم که شده نشستم فکر کردم به حرفِ دیگران و گفتم بادا باد ..میروم دیگر .. چون عقلانیست .. چون بقیه میگویند عقلانیست .. ببینیم چه میشود ... این اینجا تمام .
+ پسری با پیژامه ی راه راه تمام شد .. :) البته بالاخره ..
تهِ تهِ نوشته ی آقای بوبن دوباره میرسم به بچه ها .. که بچه ها چه ...که بچه ها چه قدر ضعیف اند در برابرِ بزرگ ترها قوانین مزخرفات دنیا ..
+«بعضی چیزها نشسته اند و منتظرند تا کشف شوند.بعضی دیگر را هم بهتر است به حال خود رها کرد.»
برچسب: فکر کن به ماجرای مردی,بهش فکر کن,بهم فکر کن شاهین زندیه,
نویسنده: سام نوروزی