یعنی چند وقته که کلافم .
یه چیزایی مثلِ خوره افتاده به جونم ،در اصل تو ذهنم..
یه عالمه بحثِ که پایان نداره .. یا باید بیخیال شد . کنار اومد .. یا باید گفت و گفت فکر میکنم آخرشم منتهی میشه به دلگیری و یا کوتاه اومدن یا هردوش..
نمیدونم کجا خوندمش ولی الان دارم میگم درسته: همیشه دوست داشتن کافی نیست.. یه چیزایی خیلی مزخرفه ..خیلی ..اینقد که حتی نمیتونم بنویسمشون ..
یه چیزایی رو نمیشه ساده گفت ..اصلا نمیشه گفت .. فهموندن بهش خیلی سخته..
خسته شدم ازین حساس بودنم ... قرار باشه اینجوری پیش بره تا چند وقت دیگه کاملا میشم شبیه یه فکر..سرم شده پر از فکر ..فکر فکر فکر..خسته شدم .
+ دارم چرت و پرت میگم .این اینجا تموم.
+ امروز بسته ی رنگی رنگی رسید ..
خب حالا میخام بگم درسته قشنگه و این حرفا ولی واقعا اون چیزِ خاصی که فکر میکنین نیست .
ولی واسه چند دقیقه خوشحالم کرد ..
+امروز GiGiرو دیدم ..بعضی وقتا هم با خودم میگم فیلمِ موزیکال دیدن اعصاب میخواد .با خودم میگم اینا هم سرخوش بودن ها .ولی از معجزات فرانسوی هاست دیگر..نمیشود ندیدشان..با اینکه بدونِ انتخابِ قبلی است .
+ بالاخره امشب با یک حس آمیخته به انزجار و غم و دوست داشتنی رفتم و وبلاگ قبلی را حذف کردم .. فکرش را هم نمیکردم بتوانم آن قالب وبلاگِ دوست داشتنی را و آن عنوانِ دوست داشتنی را حذف کنم .. ولی حذف کردم .. و الان تموم شد .. بعضی آدم ها رو باید همینجوری یهوویی و بدون فکر حدف کرد .
++ دوس دارم همه چی رو ، همه چی که میاد توذهنم .. هر چی که آزارم میده .. هر چی که شادم میکنه .. هر چی که نظرمه رو بنویسم.. بعضی بحث ها هم که اصلا میشود کتابِ چند جلدی اگر قرار باشد توضیح بدمشان.
+ روان شناسه میگفت تو واسه چیزایی که هنوز اتفاق نیفتاده نگرانی ..خب واقعیتش هم همینه .. من نگرانم .... شاید این حساسیت ها به نظر اون یا تو بی مورد باشه اما منو آزار میده .. کی میخان آدما اینو بفهمن پس .
++ ای دل نگفتمت که مریز آبرویِ خویش (جنابِ خواجوی کرمانی)
برچسب: کلافم با حرارت بدنم,کلافم کردی,کلافه رضا صادقی,کلافم رضا پیشرو,کلافم پیشرو,کلافم مثل اون شیری,خیلی کلافم,تکست کلافم,من کلافم,خدایا کلافم,
نویسنده: سام نوروزی